در گذشته مرا برادرى بود که در راه خدا برادریم مى‏نمود . خردى دنیا در دیده‏اش وى را در چشم من بزرگ مى‏داشت ، و شکم بر او سلطه‏اى نداشت ، پس آنچه نمى‏یافت آرزو نمى‏کرد و آنچه را مى‏یافت فراوان به کار نمى‏برد . بیشتر روزهایش را خاموش مى‏ماند ، و اگر سخن مى‏گفت گویندگان را از سخن مى‏ماند و تشنگى پرسندگان را فرو مى‏نشاند . افتاده بود و در دیده‏ها ناتوان ، و به هنگام کار چون شیر بیشه و مار بیابان . تا نزد قاضى نمى‏رفت حجّت نمى‏آورد و کسى را که عذرى داشت . سرزنش نمى‏نمود ، تا عذرش را مى‏شنود . از درد شکوه نمى‏نمود مگر آنگاه که بهبود یافته بود . آنچه را مى‏کرد مى‏گفت و بدانچه نمى‏کرد دهان نمى‏گشود . اگر با او جدال مى‏کردند خاموشى مى‏گزید و اگر در گفتار بر او پیروز مى‏شدند ، در خاموشى مغلوب نمى‏گردید . بر آنچه مى‏شنود حریصتر بود تا آنچه گوید ، و گاهى که او را دو کار پیش مى‏آمد مى‏نگریست که کدام به خواهش نفس نزدیکتر است تا راه مخالف آن را پوید بر شما باد چنین خصلتها را یافتن و در به دست آوردنش بر یکدیگر پیشى گرفتن . و اگر نتوانستید ، بدانید که اندک را به دست آوردن بهتر تا همه را واگذاردن . [نهج البلاغه]
 
شنبه 91 اردیبهشت 23 , ساعت 6:35 صبح

امروز از جام ولا ، خلق را ساغر دهد                             بنگر که عیسی بر فلک ، آوای شادی سر دهدگل تقدیم شما

بنگر که جبریل ملک بر بام بال و پر دهد                          بنگر که گلزار جهان بوی خوشی دیگر دهد گل تقدیم شما

بنگر که ختم الانبیا ، گلبوسه بر کوثر دهد                       الحق که هستی آفرین ، هستی به پیغمبر دهد گل تقدیم شما

بنگر که یاسین جلوه گر ، بنگر که طاها آمده                    والیل گو ، والشمس خوان ، زهرا بدنیا آمده گل تقدیم شما

امروز بیت وحی را ، غلمان چراغانی کند                        غلمان چراغانی نند ، رضوان گل افشانی کندگل تقدیم شما

رضوان گل افشانی کند ، جبریل دربانی کند                    خیل ملک هستی خود ، یکباره قربانی کند گل تقدیم شما

جنت زند جام جنون ، دوزخ گلستانی کند                      زیبد که هر پیغمبری ، فرزند قربانی کند گل تقدیم شما

 



لیست کل یادداشت های این وبلاگ